بغ کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ. کَ دَ) (مص ل.) عبوس شدن، ترشرو شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ. کَ دَ) (مص ل.) عبوس شدن، ترشرو شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغ کردن . [ ب ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه خشمگین نشستن . چون بت با کبر و مناعت ساکت نشستن . عبوس بودن . ترشروی بودن . درهم کشیدن چهره .