بطلمیوس پنجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطلمیوس پنجم . [ ب َ ل َ س ِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) اپیفان . اپیفانیس، بمعنی ماجد، با افتخار (٢٠٣-١٨١ ق .م ). از ٢٠٥ تا ١٨١م . زندگی میکرد. (از ناظم الاطباء). بطلمیوس پنجم که به ابی فانیس ملقب بود و از سال ٣٠٥-١٨١ ق .م . سلطنت مینمود و چون پدرش درگذشت وی پنجساله بود و در زمان طفولیت او انطیوخس کبیر بقاع و فینیقیه و یهودیه را مفتوح ساخت و جمع کثیری از یهود که نسبت بسلسله ٔ بطالسه امین بودند به مصر فرار کردند و رئیس کهنه در آنجا هیکلی در لیونتوپولس بساخت از آن پس رومانیان بطلمیوس و انطیوخس را صلح دادند لکن بعد از آن قوت مصر مجموع گردید. (دانیال ١١:١٣، ١٧) (قاموس کتاب مقدس ). پس از بطلمیوس چهارم بتخت نشست (٢٠٤-١٨١ ق .م .) چون صغیر بود قیم اوآگاتوکله خواست تاج و تخت را تصاحب کند ولی موفق نشد. بعد تِه لِه پولم نامی، اگرچه بمقام نیابت سلطنت رسید ولی بهره مندی نداشت این بطلمیوس آلت دست وزرای خود بود و در زمان او دولت مصر ضعیف شد، تراکیه، فنیقیه و سِل سوریه از مصر جدا شد. رومیان بحمایت او آمدند و او کلئوپاتر دختر آنتی خوس سلوکی را بزنی گرفت . کاهنان مصری از اینجهت که در زمان این پادشاه از دادن مالیات معاف شده بودند و او توجهی بمذهب آنها داشت از او حمایت میکردند. وی در سیاست خارجی برومیها کمک میکرد چنانکه در جنگ روم با آنتی خوس سلوکی و اتولیان، با رومیها همراهی کرد. وی بوسیله زهر مسموم شده درگذشت . (از ایران باستان چ ٢ جیبی ص ٢١٥٥).