بطلمیوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطلمیوس . [ ب َ ل َ ] (اِخ ) بطلیموس مأخوذ از یونانی، چهارده نفر از پادشاهان مصررا گویند که پس از مرگ اسکندر فیلفوس مقدونیایی در آن مملکت سلطنت کردند . (ناظم الاطباء). (ج، بطالسه ). این لقب در مصر بخلفای اسکندر مقدونی داده شد و نام شش نفر از بطالسه در کتاب مقدس مذکور است . (از قاموس کتاب مقدس ). نام سلاله ای است که از سرداران اسکندر و از اهالی مقدونیه بود و بعد از اسکندر ١٤ تن از آنان در مصر حکومت کردند و بنام بطالسه شهرت یافتند. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢).
بطلمیوس . [ ب َ ل َ ] (اِ) بطلیموس . روشنایی . (از برهان ) (آنندراج ). معناه الحربی . (آثار الباقیه ٔ بیرونی چ ساخائو ص ٣٠ س ٢١ از یادداشت مؤلف ).