بطغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطغ. [ ب َ طَ ] (ع مص ) آلوده شدن بنجاست . لغتی است فی بدغ، بطغ بالعذرة بطغاً. (ناظم الاطباء). آلوده شدن بعذره . (تاج المصادر بیهقی ). بمعنی بدغ است . (منتهی الارب ). و رجوع به بدغ شود. ◄ مالیدن چیزی بر زمین . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ پای کشان بر زمین رفتن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).