بطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطر. [ ب َ ] (ع مص ) کفانیدن جراحت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ریش بشکافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). شکافتن . زخم . (مؤید الفضلاء) (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به دزی ج ١ ص ٩٤ شود.
بطر. [ب ِ ] (ع اِ) رایگان، یقال : ذهب دمه بطراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باطل و هدرشده خون . (آنندراج ).
بطر. [ ب َ طِ ](اِخ ) نصربن احمدبن بطر. محدث بود. (منتهی الارب ).