بطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ طَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- غرور داشتن.<BR>۲- ناسپاسی کردن.<BR>۳- سرمستی و شادی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ طَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- غرور داشتن. ۲- ناسپاسی کردن. ۳- سرمستی و شادی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بطر. [ ب َ ] (ع مص ) کفانیدن جراحت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ریش بشکافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). شکافتن . زخم . (مؤید الفضلاء) (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به دزی ج ١ ص ٩٤ شود.
بطر. [ب ِ ] (ع اِ) رایگان، یقال : ذهب دمه بطراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باطل و هدرشده خون . (آنندراج ).
بطر. [ ب َ طِ ](اِخ ) نصربن احمدبن بطر. محدث بود. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
شادی، شادمانی، سرور سرمستی، نشئه، مستی غرور، تفرعن، تکبر طغیان، عصیان، سرکشی ناسپاسی، کفران