بصد رنگ شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بصد رنگ شدن . [ ب ِ ص َ رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) متغیر شدن . بسبب خجلت و انفعال . مترادف رنگ دادن و رنگ گرفتن . (از آنندراج ) : تنها نشد از لعل توعناب بصد رنگ در جام و سبو گشت می ناب بصد رنگ سالک یزدی (از آنندراج ).