بشیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشیش . [ ب َ ] (ع اِ) روی . (ناظم الاطباء). وجه . (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) . ◄ آنچه متعلق به ملک ید باشد. (ناظم الاطباء). ملک ید. (از اقرب الموارد). ◄ بشاش . ♦ بشیش الوجه ؛ تازه روی . (منتهی الارب ). گشاده روی . خوشروی . بشاش .