بشیر نشاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشیر نشاندن . [ ب ِ ن ِ دَ ] (مص مرکب ) در ولایت رسم است که زهرداده و مارگزیده را در شیر می نشانند تا دفع سمیت کند. (آنندراج ) : گویا بیاد تو [ (کذا ظ: همه ) ] شبهای ماهتاب مارم گزیده است و بشیرم نشانده است . (از آنندراج بی ذکر نام شاعر). آنکه بشیرم نشانده زهر عتابت غمزه ٔ شیرین نمیشود شکرابش . محسن تأثیر (از آنندراج ).