بشکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ کِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف بزرگ شکم دار به شکل استوانه برای آب یا شراب، چلیک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ کِ) [ روس. ] (اِ.) ظرف بزرگ شکم دار به شکل استوانه برای آب یا شراب، چلیک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشکه . [ ب ُ ک َ / ک ِ ] (روسی، اِ) ظرف چوبین شکم دار متشکل از تخته های خمیده با دو انتهای مسطح مدور که بوسیله ٔ حلقه های آهنین چندی بهم وصل شده اند و بمصرف نگهداری شراب و یا آب و نفت میرسد. چلیک . بشکه ٔ آب : آب را با بشکه می آورند. ◄ محتوی یک بشکه . ظرفیت یک بشکه : یک بشکه ٔ شراب . بشکه های شراب را گشودند.
مترادف و متضاد واژهدان
پیت، چلیک واحداندازهگیری نفت بسیار چاق، خیکی
فرهنگ طیفی واژهدان
خمره، خم چلیک، حلبی، پیت، دبه، گالن، دله، لاوک، درام مترولوژی خیک سیفون، تانک، انبار لگن، تشت، تغار، وان حمام سطل، دلو، آبشویه، فلاشتانک، تانکر، تاپو، فلاش
واژگان فارسی سره واژهدان
چوب خم