فرهنگ لغت

بشاش

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

ابروگشاده، بانشاط، بسام، خرم، خشنود، خندان، خوش‌خو، خوش‌رو، شاد، شادمان، شنگول، گشاده‌رو، نیک‌رو، هیراد (متضاد: مغموم، درهم، بق‌کرده، گرفته)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بشاش | فرهنگ لغت