فرهنگ لغت

بسیط

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بسیطه، ساده، عنصر مفرد (متضاد: مرکب) بی‌غش، خالص، ناب فراخ، گسترده، گشاد، گشاده، وسیع طبیعی، غریزی، فطری پهنه، صحنه، عرصه، فراخنا، گستره احمق، کانا زودباور، خوش‌باور سلیم زمین، ارض، کره زمین

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بسیط | فرهنگ لغت