بسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (ق.) بسیاری، به اندازة زیاد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (ق.) بسیاری، به اندازه زیاد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسی . [ ب َس ْ سا ] (اِخ ) رجوع به بُس ّ شود.
بسی . [ ب َس ْ س ] (ص نسبی ) منسوب به بَس ّ که بطنی است از حمیر. (از لباب الانساب ) (از سمعانی ).
بسی . [ ب َس ْ س ] (اِخ ) ابوالحسن توبةبن نمر بسی قاضی مصر بود. (از لباب الانساب ).
فرهنگ طیفی واژهدان
بسا، بهافراط، بسیاری، خیلی