فرهنگ لغت

بسکاسی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بسکاسی . [ ب َ ] (اِخ ) ابواحمدنبهان بن اسحاق بن مقداس بسکاسی بخارایی وی از ربیعبن سلیمان حدیث شنید و بسال ٣١٠ هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب ص ١٢٤ شود.

بسکاسی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بسکاس از قرای بخارا. (سمعانی ). رجوع به بسکاس شود.

معنی بسکاسی | فرهنگ لغت