بسنده کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- قانع شدن، خشنود شدن.<BR>۲- اکتفا کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاکتفا کردن، بس کردن، قناعت کردن، کفایت کردنخشنود شدن، راضی گشتن، قانع شدنواژه قبلی: بسندهواژه بعدی: بسنگ