فرهنگ لغت

بستره کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بستره کردن . [ ب ِ ت ُ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تراشیدن با استره : شیخ گفت این ساعت برو و موی محاسن و سر را پاک بستره کن . (تذکرةالاولیاء عطار).

معنی بستره کردن | فرهنگ لغت