بستان کاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستان کاری .[ ب ِ ] (حامص مرکب ) طلبکاری . (فرهنگ فارسی معین ).
بستان کاری . [ ب ُ ] (حامص مرکب ) عمل بُستان کار و باغبان . ◄ صیفی کاری .
فرهنگ طیفی واژهدان
طلبکاری، طلب، وامدهی، اعطای وام اعتبار، خوشنامی، درستکاری، درستی اعتبار اسنادی، واریز بهحساب، قرض دادن برگه بستانکار امتیاز، پوئن، نمره، اعتبار، ژتون، کوپن، تقدم، حق تقدم، مزیت جواز، پروانه، مجوز (اجازه) درآمد، دخل سند بستانکاری، رسید، قبض
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی