بست نشستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ. نِ شَ یا ش ِ تَ) (مص ل.) متحصن شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتحصنجستن، تحصن کردن، متحصن شدن، پناه گرفتن ≠ بست شکستنواژه قبلی: بست زدنواژه بعدی: بستاخ