بساطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- خرده - فروش، خرازی فروش.<BR>۲- کنایه از تریاکی و اهل عیش و نوش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- خرده - فروش، خرازی فروش. ۲- کنایه از تریاکی و اهل عیش و نوش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بساطی . [ ب َ ] (اِخ ) قاضی القضاة شمس الدین محمدبن احمدبن عثمان شیخ الاسلام متولد ٧٥٦ هَ . ق . در فنون مختلف استاد شد و به شیخونیه و فراس تدریس کرد و عهده دار قضای مالکیه شد وکتبی تصنیف کرد و در رمضان ٨٤٢ هَ . ق . درگذشت . (ازکتاب حسن المحاضرة فی اخبار مصر و القاهرة ص ٢١٣).
بساطی . [ ب ِ ] (ص نسبی، اِ) خرده فروش و خرازی فروش . (ناظم الاطباء).