فرهنگ لغت

بس چاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بس چاره . [ ب َ رَ ] (صفت مرکب ) بسیار چاره جو. چابک و جلد دریافتن چاره : جوانان [ مه آباد ] بیشتر زن باره باشند در آن زن بارگی بس چاره باشند همیشه زن فریبی پیشه دارند ز رعنایی همین اندیشه دارند. (ویس و رامین ).

معنی بس چاره | فرهنگ لغت