بزرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزرو. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی از بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. واقع در جلگه و هوای آن معتدل و ٤٢٨ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج ٩).
بزرو. [ ب ُ رَ / رُو ] (ص مرکب ) بزرونده . که بز تواند رفت . ♦ راه بزرو ؛ راههای باریک و پرپیچ وخم در کوه . معبری در کوه و جنگل سخت پیچ درپیچ . (یادداشت بخط دهخدا).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی