بریمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بریمان . [ ب َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ بَریم .رجوع به بریم شود. ◄ جگر و کوهان شتر که به درازا بریده به رشته و مانند آن پیچند. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). ◄ دو سپاه عرب و عجم . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).