برگرداندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگرداندن . [ ب َ گ َدَ ] (مص مرکب ) برگردانیدن . باژگونه کردن . منقلب کردن . اعاده دادن . برعکس کردن . رجوع به گرداندن شود. ♦ برگرداندن انبار ؛ قپان کردن و کشیدن موجودی انبار را از گندم و جو و غیره تا وزن حقیقی آن معلوم شود. ♦ برگرداندن دکان یا مغازه و غیره ؛ سیاهه کردن تمام اشیاء آن به وزن و به زرع و گاهی هم به قیمت . (یادداشت دهخدا). ♦ روی برگرداندن ؛ اعراض کردن . روی برتافتن . ادبار کردن . مقابل اقبال کردن : چو دولت روی برگرداند از راه همه کاری نه بر موقع کند شاه . نظامی . و رجوع به «برگردانیدن » و «روی » شود. ◄ قی کردن . بالا آوردن . (فرهنگ لغات عامیانه ). استفراغ کردن .