برچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برچه . [ ب َ چ َ / چ ِ ] (اِ) برچخ . برچق . یک قسم از نیزه . (ناظم الاطباء). ژوبین . زوبین .
برچه . [ ب َ چ ِ ] (از: بر + چه ) چگونه . بچه منوال : برفت او و ما از پس اندر دمان گذشتیم تا برچه گردد زمان . فردوسی . همی بود تا برچه گردد زمان بدین آشکارا چه دارد نهان . فردوسی . ◄ برای چه : ببینم که رومی سواران که اند سپاهی سپاهند یا برچه اند. فردوسی .
برچه . [ ب َ چ ِ ] (اِ) قسمتهای کوچک مادگی که به میوه مبدل شود. (فرهنگستان ).