فرهنگ لغت

برپیچیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برپیچیدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) پیچیدن بسوی بالا.(یادداشت بخط مؤلف ). پیچیدن . بپیچیدن : مغیلان چیست تا حاجی عنان از کعبه برپیچد خسک در راه مشتاقان بساط پرنیان باشد. سعدی . رجوع به پیچیدن شود. ◄ التفاف . (ترجمان علامه ٔ جرجانی، ترتیب عادل ).

معنی برپیچیدن | فرهنگ لغت