برپا داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برپا داشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) تشکیل دادن . بنیاد کردن . ◄ اقامه کردن . قائم کردن . برپا ساختن . ♦ برپا داشتن نماز ؛ اقامه ٔ نماز : آن جماعتی که ما در روی زمین صاحب تمکین ساختیم ایشان را، نماز را برپا داشتند. (تاریخ بیهقی ص ٣١٤).