بروک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروک . [ ب َ ] (اِ) نوعی از درخت کوچک . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
بروک . [ ب َ ] (ع ص، اِ) زنی که شوی خواهد و او را پسری رسیده و جوان باشد. (منتهی الارب ).
بروک .[ ب ُ ] (ع اِ) افروشه، که نوعی از حلوا باشد. و از آنست مثل : اًن البروک من عمل الملوک . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). این مثل عربی مثل فارسی «خرما و ماهی، لوت پادشاهی » را بخاطر می آورد. (یادداشت دهخدا). ◄ (اِمص ) نیک شتابی، اسم است از ابتراک . (منتهی الارب ). ◄ (ص، اِ) ج ِ بارِک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به بارک شود. ◄ ج ِ بَرک . (منتهی الارب ). رجوع به برک شود.