برونمرزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برونمرزی . [ ب ِ / ب ُ م َ ] (ص نسبی ) خارج از مرز. ♦ حق (حقوق ) برونمرزی ؛ مصونیت خاصی است که پاره ای اشخاص مانند وزرای مختار و سفرای کبار نسبت به قوانین قضایی کشوری که در آنجا رفته اند دارا میباشند. (لغات فرهنگستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی