بروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بروز. [ ب ُ ] (اِ) تخت خواب و بستر و فراویز. (ناظم الاطباء). رجوع به بَروَز شود.
بروز. [ ب َ ] (اِ) نزاع و غوغا و همهمه . ◄ چوب نشیمنگاه طیور. (ناظم الاطباء).
بروز. [ ب ِ ] (ق مرکب ) (از: ب + روز) در روز. (ناظم الاطباء). روزهنگام . ♦ بروز آوردن ؛ شب را صبح کردن . از شب برآمدن . ♦ روزبروز ؛ از روزی به روزی . هرروزه . (ناظم الاطباء). و رجوع به روز شود.