فرهنگ لغت

برهنه کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

لخت کردن، پوست کندن، آشکار کردن، پرده برداشتن، افشا کردن

معنی برهنه کردن | فرهنگ لغت