برهم زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. زَ دَ) (مص م.)<BR>۱- مضطرب کردن.<BR>۲- پریشان کردن.<BR>۳- سرنگون کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبه همزدن، زیرورو کردن، مخلوط کردنپراکنده کردن، پراکنده ساختن، آشفته کردن، پریشان کردناز نظم انداختن، ایجاد اختلال کردن، بینظم کردن، مختل کردنواژه قبلی: برهم خوردنواژه بعدی: برهما