برنون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برنون . [ ب َ ] (اِ) دیبای تنک و حریر نازک . (از برهان ) (از آنندراج ). برنو. پرنو. پرنون . و رجوع به برنو و پرنون شود : از پی طفلان آب وگل صبا فراش وار بالش از بغدادی و بستر ز برنون ساخته . فلکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برنون . [ ب َ ] (اِ) دیبای تنک و حریر نازک . (از برهان ) (از آنندراج ). برنو. پرنو. پرنون . و رجوع به برنو و پرنون شود : از پی طفلان آب وگل صبا فراش وار بالش از بغدادی و بستر ز برنون ساخته . فلکی .