برنشستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. نِ شَ تَ) (مص ل.)<BR>۱- سوار شدن.<BR>۲- نشستن بر تخت شاهی.<br>واژه قبلی: برنشستواژه بعدی: برنشیت