برفک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ فَ) (اِ.)<BR>۱- ورقة نازکی از برف که در یخچالها و دستگاههای سرد کننده ایجاد شود.<BR>۲- نوعی بیماری که علامت آن غشای سفید رنگی است که مخاط زبان و دهان و حلق را میپوشاند، قلاع.<BR>۳- نقطههای سفید یا نورانی متعدد بر صفحة تلویزیون یا رادار.<br>