برطمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برطمة. [ ب َ طَ م َ ] (ع اِ) نوعی از بازی است . (آنندراج ) (منتهی الارب ). برطنة. و رجوع به برطنة شود.
برطمة. [ ب َ طَ م َ ] (ع مص ) برآماسیدن از خشم . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). فروهشته لب شدن از خشم . خشم گرفتن (اوبهی ). ◄ بخشم درآوردن کسی را. لازم و متعدی استعمال شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ تاریک شدن شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد).