برشته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بِ رِ تِ) (ص مف.)<BR>۱- بریان شده.<BR>۲- تف داده، بو داده.<BR>۳- پخته.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبریان، بلال، پخته، تفتداده، تفتیدهواژه قبلی: برشتنواژه بعدی: برشتوک