برشام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برشام . [ ب ِ ] (ع مص ) برشمة. تیز نگریستن . (منتهی الارب ). تیز و پیوسته نگریستن . ◄ خاموش شدن از اندوه و خشم یا روی درهم کشیدن . ◄ تیزی نظر. ◄ نکته های رنگارنگ . (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برشام . [ ب ِ ] (ع مص ) برشمة. تیز نگریستن . (منتهی الارب ). تیز و پیوسته نگریستن . ◄ خاموش شدن از اندوه و خشم یا روی درهم کشیدن . ◄ تیزی نظر. ◄ نکته های رنگارنگ . (آنندراج ).