برسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برسن . [ ب ِ س ُ ] (ع اِ) پنبه . (آنندراج ). در المنجد بُرْس و بِرْس بمعنی پنبه آمده است در برهان نیز بِرْس به این معنی است و می نماید که ضبط آنندراج دگرگون شده ٔ برس باشد.
برسن . [ ب ُ س ُ ] (ع اِ) حلقه ٔ چوبین یا از مو باشد که در بینی شتر کنند و ریسمان مهار را بدان بندند. بَرْس است در برهان و می نماید که دگرگون شده ٔ این کلمه باشد. رجوع به برس شود. ◄ زیور بینی است که بممالک مشرقی زنان استعمال نمایند. (آنندراج ). ◄ عروس . (آنندراج ).
برسن . [ ب ُ س ُ ] (اِ) کف با انگشتان . الکف مع الاصابع. (بحر الجواهر) .