برسات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برسات . [ ب َ رَ ] (هندی، اِ) برشکال . فصل باران هندوستان مأخوذ از سانسکریت . (ناظم الاطباء). بساره . باران تابستانی ممتد در هندوستان و سند (یادداشت مؤلف ). بمعنی موسم بارش و برسات را فارسیان بتحریک استعمال نمایند. (آنندراج ) : در دهر کرم گر نبود نیست عجب کان نی معدنی و نه حیوانی نه نبات است در لفظ کرم هر ورقی بینی مرقوم اندر همه ٔ هند بغایت برسات است . واله هروی (از آنندراج ).