برزند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برزند. [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های پنجگانه ٔ گرمی شهرستان اردبیل است و دارای ٣٤آبادی کوچک و بزرگ میباشد. مرکز آن قلعه برزند است و قراء مهم آن عبارتند از شاهسار، بیگلو، مرالوی جعفرقلیخان . اسمعلی کندی، شرفه، قاسم کندی، دامداباجا. سکنه ٔ آن ٣٨٢٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
برزند. [ ب َ زَ ] (اِخ ) شهری است خرم و آبادان [ بآذربادگان ] و با آبهای روان و کشت و برز بسیار و از وی جامه ٔ قطیفه خیزد. (حدود العالم ).