برریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برریختن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) ریختن : بر برگ سپید یاسمین تر برریخت قرابه ٔ می حمری . منوچهری . و رجوع به ریختن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برریختن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) ریختن : بر برگ سپید یاسمین تر برریخت قرابه ٔ می حمری . منوچهری . و رجوع به ریختن شود.