بردنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بردنی . [ ب ُ دَ ] (ص لیاقت ) قابل بردن . قابل حمل : شتروار سیصد ز گستردنی ز چیزی که بد شاه را بردنی . فردوسی . ز چیزی که در گنج بد بردنی ز پوشیدنیها و گستردنی . فردوسی . به اندازه ٔ هریکی چیز داد بپوشیدشان بردنی نیز داد. نظامی .