بردج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بردج . [ ب َ دَ] (معرب، اِ) معرب برده . اسیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (المعرب ) (آنندراج ). بندی . (ناظم الاطباء).
بردج . [ ب َ دَ ] (اِخ ) قصبه ای از دهستان دواج و داریان بخش مرکزی شهرستان شیراز. سکنه ٔ آن ٣٧٩١ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).