برخچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ رَ) (ص.) (اِ.)<BR>۱- زشت، نازیبا.<BR>۲- زبون، سست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ رَ) (ص.) (اِ.) ۱- زشت، نازیبا. ۲- زبون، سست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخچ . [ ب َ خ َ ] (ص ) زشت و نازیبا. (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). زشت . (شرفنامه ). ◄ زبون . (برهان ). زبون و سست و ناتوان . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). فرخچ . رجوع به برخج شود.