برخورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ خُ) (مص مر. اِمص.)<BR>۱- به هم رسانیدن دو چیز، تصادم.<BR>۲- به هم رسیدن دو کس، تصادف، ملاقات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ خُ) (مص مر. اِمص.) ۱- به هم رسانیدن دو چیز، تصادم. ۲- به هم رسیدن دو کس، تصادف، ملاقات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخورد. [ ب َ خوَر / خُرْ ] (مص مرخم ) برخوردن . ملاقات . تصادم . ملاقی شدن . (از غیاث ). ♦ بد برخورد ؛ ترشرو و متکبر و خشن بهنگام دیدار. ♦ برخورد خوبی نکردن ؛ نیک تلقی نکردن و به ترشروئی و سردی دیدار کردن . ♦ خوش برخورد؛ گشاده رو و مؤدب بهنگام ملاقات . ◄ رفتار. معامله . مصاحبت . (یادداشت مؤلف ). ◄ تقاطع. ◄ تصادف . صدفه . (یادداشت مؤلف ). بهم رسیدگی با شدت .
مترادف و متضاد واژهدان
تماس، دیدار، ملاقات رفتار، سلوک، معامله اصابت، التقا، تلاقی زدوخورد مشاجره (لفظی)، درگیری اصطکاک تصادم، تصادف شیوه رفتار
فرهنگ طیفی واژهدان
بههم خوردن، تصادف، تلاقی، اصابت اصطکاک