برخاست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخاست . [ ب َ ] (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) مصدر مرکب مرخم است از برخاستن . قیام : هرکه را بر سماط بنشستی واجب آمد بخدمتش برخاست . سعدی . ♦ نشست و برخاست ؛ نشست و خاست . مجالست .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخاست . [ ب َ ] (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب ) مصدر مرکب مرخم است از برخاستن . قیام : هرکه را بر سماط بنشستی واجب آمد بخدمتش برخاست . سعدی . ♦ نشست و برخاست ؛ نشست و خاست . مجالست .