فرهنگ لغت

برخاستن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

ایستادن، به‌پاخاستن، برپا شدن، بلند شدن بیدار شدن بردمیدن، سر زدن برآمدن، طلوع کردن شوریدن، شورش کردن، طغیان کردن، عصیان کردن، قیام کردن متصاعد شدن پدیدآمدن، آغاز شدن، در گرفتن پیش آمدن، اتفاق افتادن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برخاستن | فرهنگ لغت