برجمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برجمة. [ ب َ ج َ م َ ](ع اِمص ) درشتی سخن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
برجمة. [ ب ُ ج ُ م َ ] (ع اِ) پیوند میانه از سه پیوند انگشتان یا پیوند انگشتان یا پشت استخوان انگشتان یا سر پشت پیوند انگشتان که هرگاه مشت را بند کنند کشیده و مرتفع ماند. ج، براجم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ انگشت میانه ٔ مرغ . (منتهی الارب ).