برترازو زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برترازو زدن . [ ب َ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) امتحان کردن . ◄ قدر چیزی دریافتن . (آنندراج ) : تا که سنجد بر متاع حسن او صد سال و ماه آسمان خورشید و مه را برترازومیزند. مخلص کاشی (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برترازو زدن . [ ب َ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) امتحان کردن . ◄ قدر چیزی دریافتن . (آنندراج ) : تا که سنجد بر متاع حسن او صد سال و ماه آسمان خورشید و مه را برترازومیزند. مخلص کاشی (آنندراج ).