بربلندین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بربلندین . [ ب َ ب ُ ل َ ] (اِ مرکب ) موهای مرغوله ٔ سر که بالای پیشانی برآمده باشد. (آنندراج ). زلف معلق و آویزان بر بالای پیشانی . (ناظم الاطباء). ◄ آرایش که بالای در باشد. (آنندراج ). زینت های بنایی جلو درهای عمارت . (ناظم الاطباء) : در او افراشته درهای سیمین جواهر برنشانده بربلندین سعادت همچو دولت پادشه را بود دایم ملازم بر بلندین . شمس فخری .